که معمولا" از علائم زیر آنها را می شناسیم :
1- احساس خود بزرگ بینی ، در موفقیت هایشان، استعداد هایشان و توانایی هایشان غلو می کنند و واقعاً انتظار دارند که دیگران آنها را مورد تائید قرار دهند.
2- مشغولیات ذهنی این آدم ها هم رویای موفقیتهای بی حساب،قدرت بی اندازه، عشق ایده آل و برتری از دیگران است.
3- اینها باور دارند که افرادی استثنائی هستند و مردم کوچه و خیابان آنها را نمی فهمند و باید با افراد استثنایی و مقامات بالای اجتماعی دمخور باشند.
4- نیاز بسیاری برای تمجید و ستایش دارند.
5- این افراد واقعاً انتظار دارند که بطور ویژه ای سرویس بگیرند.حق خودشان می دانند که دیگران برایشان استثنا قائل شوند. البته در جامعهء چاپلوس و متملق ، این افراد می توانند سرویس اختصاصی هم بگیرند.
6- این بیماران از دیگران برای رسیدن به منافع خودشان سوء استفاده می کنند.
7- این افراد احساس همدلی و همدردی با دیگران ندارند و به نظر نمی آید که احساس ها و مشکلات دیگران را بفهمند و اهمیت بدهند.
8- شایعاً غبطه افراد موفق را می خورند ولی اعتقاد دارند که دیگران به ایشان حسد می ورزند.
9- برخورد و رفتار آنها طلبکارانه و خودخواهانه است که اغلب زیر یک نقاب جذاب و معقول پنهان شده است.
- چنانچه 5 علامت از این 9 علامت در کسی دیده می شود او شخصیت بیمارگونهء خود شیفته دارد.
فراموش نکنید که تک تک علائم بالا می تواند در افراد نسبتاً سالم هم دیده شود و بعضی دیگر از بیماری ها نیز برخی از این علائم را دارند . به عنوان مثال بیماران مبتلا به جنون ادواری در دورهء شیدایی احساس خود بزرگی بینی دارند، ولی موقتی و ناپایدار است .
از نظر درمان افراد خود شیفته تنها زمانی به درمانگر مراجعه می کنند که شکست های پی در پی بخصوص شکست های عشقی و عاطفی آنها را به زانو در آورده است.
دراماتیک ، احساساتی و تشنهء توجه :
2-3 در صد افراد مبتلا می شوند. شایعاً در خانم ها دیده می شود و اغلب براحتی قابل تشخیص هستند.
علائم بیماری
1- اینافراد وقتی مرکز توجه نیستند ناراحت میشوند. به عنوان مثال اگر در یک مهمانی خانوادگی حضور داشته باشند و همه قبول کنند که فیلم خاصی را تماشا کنند ، قادر نخواهند بود که دو ساعت بدون توجه دیگران به او در جمع حضور داشته باشند. بدون شک یا از فیلم ایراد میگیرند یا هوس خوردن چیزی را می کنند که موجود نیست یا به اطاق دیگر می روند و با آهنگی می رقصند.
2- احساسات آنها سطحی است و سریعاً تغییر پیدا می کند.
3- به فرم تحریک کننده ای برای دیگران طنازی و دلبری می کند Extroverted
4- دائما" از طریق مدل مو ، آرایش ، لباسهای نا متعارف و حرکات دلبرانه تلاش برای جلب توجه دیگران دارند.
5- فرم حرف زدن این افراد سطحی ، پر تظاهر و غیر صادقانه است.
6- در نشان دادن احساساتشان تعادل ندارند . اغلب هر چیزی را یا خیلی خیلی دوست دارند یا خیلی خیلی بدشان می آید.
7- قابل گول زدن هستند ، زود تحت تاثیر قرار می گیرند، زود باور و ساده لوح اند.
8- روابط خود را با دیگران اغلب صمیمی تر از آنچه هست می پندارند.
این افراد اعتماد به نفس کمی دارند، از تلون احساساتشان استفاده می کنند تا توجه محیط را به خودشان جلب کنند، سعی بسیار دارند که جذابیت خودشان را افزایش بدهند.
اغلب تصورات و خلاقیت خوبی دارند ولی به جای تکیه کردن بر دانش و تحقیق در زندگی با احساساتشان تصمیم می گیرند.
نه به گذشته اهمیت میدهند و نه آینده ، آنها در حال ، زندانی اند. همیشه تلاش آنها برای دستیابی خواسته هایشان در زمان حال است، آینده نگر نیستند.
به نظر می آید که سعی می کنند رضایت دیگران را برآورده کنند ولی همیشه به فکر خودشان هستند.
این افراد می توانند شدیداً به کسی وابسته شوند ، پر توقع باشند، نقش بازی کنند و ریاکاری از خودشان نشان دهند، از اشک، از حملات غش، از خشم بدون کنترل، از دروغ یا هر حربه ای که لازم باشد بهره می گیرند تا به هدفشان برسند.
علیرغم رفتارهای تحریک کننده و لباسهای سکسی و دلبری های شان، در واقعیت علاقه چندانی به روابط جنسی ندارند. ناتوانی جنسی در مردها و عدم توانایی در ارضاء ، در خانم های مبتلا به این مشکل شخصیتی بسیار شایع است.
درمان این گروه بیماران روان درمانی است اغلب به درمان های Analytic یا تحلیلی نیازمندند. آنها باید در جلسات درمانی بیاموزند که به زندگی در کل توجه کنند. با خودشان آشتی کنند و گدائی توجه از دیگران را با توجه به نیازهای روحی و روانی خودشان جایگزین کنند.
نوار ویدئویی جلسات و تکرار آنها روش مفیدی است برای نشان دادن این افراد به خودشان.
دارو درمانی تنها در مواردی که مشکل شخصیتی همراه به سایر مشکلات روانی مثل افسردگی یا اضطراب باشد مورد استفاده قرار می گیرد.
این افراد علیرغم توانائی در تجزیه و تحلیل مسائل کلا" با اخلاقیات هیچ گونه رابطه ای ندارند.
آنها مسئولیت قبول نمی کنند ، به قانون احترام نمی گذارند ، به حقوق دیگران تجاوز می کنند. اگر سر راهشان مانعی قرار بگیرد ، حتی از نابودی دیگری هم ابائی ندارند و در مقابل همه اینها مطلقاً احساس گناه وجود ندارد.
مشکل ما با این افراد این است که از یک طرف به عنوان یک عضو جامعه نباید از متجاوزین به حقوق دیگران حمایت کنیم و از طرف دیگر روانشناسان در این نکته متفق القول هستند که این افراد از نظر روانی بیمارند و نیازمند کمک .
آنها از بچگی ناسازگارند، در مدرسه از درس فراری هستند، قلدری می کنند، دزدی می کنند، حیوانات را آزار می دهند، از خانه فرار می کنند .
شایعاً مبتلا به بیماری فقدان تمرکز هستند ، و اغلب به عنوان کودکان دشوار به مراکز تأدیبی فرستاده می شوند.
در بزرگسالی عادتاً دروغ می گویند. در هیچ رابطه ای پایدار نیستند ، در هیچ کاری دوام نمی آورند.
اگر چه در ارتباط سطحی در جامعه جذاب به نظر می آیند ولی مکرراً افراد را ناراحت ،خشمگین و مورد سوء استفاده قرار می دهند. این افراد از تقلب، دزدی، آزار رساندن به دیگران ابائی ندارند و حتی وقتی تنبیه می شوند باز هم از رفتار خلاف خود متنبه یا شرمنده نیستند و برای رفتار غیر انسانی بعدی ،خودشان را موجه تر می بینند.
علائم تشخیصی این بیماری عبارتند از:
1- احساس خود بزرگ بینی : بصورت " من از دیگران زرنگ تر و نترس تر و تواناتر هستم" .
2- قانون شکنی : مکرراً کارهای خلاف قانون از آنها سرمی زند.
3- متقلب ، کلاه بردار و دروغگو هستند.
4- احساس دلجویی و ترحم نسبت به دیگران ندارند.
5- احساس گناه و شرمندگی در مقابل آزارهائیکه به دیگران می رسانند وجود ندارد.
6- اغلب به دیگران بدهکارند، کارشان را از دست می دهند و به تعهدات اجتماعی خود بی تفاوت هستند.
7- زود عصبانی می شوند و در مقابل انگیزه های ناگهانی توان مقاومت ندارند. به همین دلیل اغلب با دیگران به دعوا و جنگ و جدال بر می خیزند.
8- در دوران نوجوانی، مشکلات رفتاری زیادی در مدرسه داشته اند.
9- قادر به نگهداری رابطه عاطفی با دیگران نیستند.
10- برای همهء مشکلاتشان، دیگران را مسئول می دانند.